<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" standalone="yes" ?>
<?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/">
<id>http://asheghan121.ParsiBlog.com</id>
	<title mode="escaped" type="text">شمع اگر پروانه را سوزاند....</title>
	<link href="http://asheghan121.ParsiBlog.com" rel="alternate" type="text/html"/>
	<generator uri="http://www.ParsiBlog.com" version="3.50">ParsiBlog.com ATOM Generator</generator>
	<updated>Sat, 19 May 2012 20:58:35 GMT</updated>
	<author><name>مسعود</name></author>

	<openSearch:totalResults>1</openSearch:totalResults>
	<openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex>
	<openSearch:itemsPerPage>1</openSearch:itemsPerPage>

<entry>
<id>tag:asheghan121.ParsiBlog.com/Posts/4/%d8%ac%d9%83/</id>
<updated>Sun, 04 Sep 2005 04:14:00 GMT</updated>
<title type="text">جك</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;STRONG&gt;سه تا ترك كه دير به قطار رسيده بودند، دنبال قطار دويدند. دو تا از آنها با زحمت سوار قطار شدند. آخري كه به قطار نرسيده بود، ايستاد و شروع كرد به خنديدن. از او پرسيدند: حالا كه از دوستانت عقب افتاده‌اي چرا مي‌خندي؟ او گفت: آخر من مسافر بودم و آنها براي بدرقه آمده بودند! &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;STRONG&gt;يه روز يه پدر داشته دختر كوچولوي شيطونش رو نصيحت مي‌كرده. حرفهاش كه تموم مي‌شه مي‌گه كه ديگه بابا رو اذيت نمي‌كني كه... چون هر بار كار بد بكني يكي از موهاي من سفيد مي‌شه. دخترك شيطون حاضرجواب مي‌گه: حالا فهميدم چرا همه موهاي بابابزرگ سفيده!؟ &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;STRONG&gt;تركه ميره تو يك بار، به بارمَن ميگه: قربون دستت، يك آبجو بريز. يارو يك آبجو براش ميريزه، تركه ميگه: به حساب من، يكي هم واسه همه مشتريها بريز! يارو يك دور هم واسه همه ملت ميريزه، تركه ميگه: يك دونه هم واسه خودت بريز. ملت همه كف ميكنن، كه عجب مرامي داره يارو. خلاصه آبجو رو ميخورن، باز تركه ميگه: يك آبجو بريز... بارمنه ميريزه براش... ميگه: يكي هم واسه همه مشتريا... آخرشم يكي هم واسه خودت بريز. به همين منوال 4-5 تا آبجو ميخورن و آخري تركه بلند ميشه تلو تلو خورون بره بيرون. بارمنه ميگه: كجا اخوي... پولش چي شد؟ تركه ميگه: ايلده من پول ندارم كه!! خلاصه ميگيرن تا نفس داره كتكش ميزنن و بعدم با لگد پرتش ميكنند بيرون. دو هفته بعد، باز تركه مياد تو بار، به بارمن ميگه: قربون دستت، يك آبجو بريز... يارو يكم چپ چپ نگاش ميكنه، يك آبجو براش ميريزه. تركه ميگه: يكي هم به حساب من واسه همه مشتريا بريز... باز بارمنه يكم چپ‌چپ نگاش ميكنه و واسه همه ملت يك آبجو ميريزه. بعد يك مدت از تركه ميپرسه: براي خودم نريزم؟! تركه ميگه: نه بابا... ايلده تو باز بد مستي ميكني، كتك كاري راه ميندازي&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;SPAN lang=ar-sa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;STRONG&gt;يارو آخر عمري بچه هاش رو جمع ميكنه به هر كدوم يه تيكه چوب ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هركي 5 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هر كي 10 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هر كي يه بسته دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! ميگه حيف كه همتون خرين وگرنه نصيحتتون ميكردم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://asheghan121.ParsiBlog.com/Posts/4/%d8%ac%d9%83/" title="جك" type="text/html" />
<author><name>مسعود</name></author>
</entry>

</feed>
